![]() |
![]() |
|
| زندگی کردن ما مردن تدریجی بود / آنچه جان کند تنم عمر حسابش کردم............همین. یا علی مدد. |
|
ز برای تو، از جان می گذرم ز دیار تو، گریان می گذرم اشک وآهم، زاد راهم می روم و دست دعا، برآسمان دارم دور از یاران، افتان خیزان می روم و دام بلا، به پای جان دارم من و سوز عشق و خانه به دوشی من و شام هجر و کنج خموشی ره بی پایانی دارم من سر بی سامانی دارم من من ازشهر تو، چون نالان می گذرم تنها سایه من، باشد همسفرم این عشق تو، مرا بنگر تا کجا کشانده دست از دلم بدار، که دگر طاقتم نمانده دل سنگت، کجا درد مرا می داند غم و رنج مرا، تنها خدا می داند
...نمی رم!!! |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه چهاردهم آذر 1384ساعت 11:28 توسط یه جنازه |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
این وبلاگ یه مرده است.
مرده ای که مثل شما زنده ها نفس می کشه، می خوره، می خوابه؛ حتی می خنده اما مرده! چیکارش می شه کرد؟ ما هم اینطوری هستیم دیگه. مردن هم دنیایی داره برای خودش، فقط خیلی سخت و تلخه، خیلی. یا علی مدد. |
| نوشته های پیشین |
|
هفته سوم دی 1384 هفته چهارم آذر 1384 هفته سوم آذر 1384 هفته دوم آذر 1384 هفته اوّل آذر 1384 هفته چهارم آبان 1384 هفته سوم آبان 1384 |
|
RSS
|