تبليغاتX
مرده ای در میان زنده ها
زندگی کردن ما مردن تدریجی بود / آنچه جان کند تنم عمر حسابش کردم............همین. یا علی مدد.

یه جورایی احساس می کنم زمان زیادی برام نمونده.

این روزها حال و روز یه مسافر رو دارم که قراره بره سفر اما نمی تونه به اطرافیانش بگه.

هر چند گفتن فایده نداره، چون کسی باور نمی کنه!

ازت خواهش می کنم اگر اومدی اینجا، تمام مطالبی رو که برات نوشتم رو بخون.

اینو بدون همه این وبلاگ رو برای تو نوشتم.

اینو بدون که حتی یه لحظه هم فراموش نکردم تو با من چکار کردی و من چطور جواب دادم.

اینو بدون که تمام لحظاتم رو با تو پر کردم.

اینو بدون که به خاطر تو زنده موندم.

اینو بدون که به خاطر تو مردم.

اینو بدون که...

هر چند می دونم که هیچ کدوم رو باور نمی کنی!

نمیدونم چرا دستام داره می لرزه؟

امروز صبح قلبم بدجور اذیتم کرد.

خوشحال شدم...!

فکر کنم این جزو آخرین نوشته هام باشه.

امیدوارم.

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و نهم آذر 1384ساعت 11:10  توسط یه جنازه | 

 

دلم می خواد پرواز کنم.

برم...

دیگه نمی خوام اینجا بمونم...

بدجور گم و گور شدم!

دلم می خواد یکی پیدام کنه!

از همه چی دارم خسته می شم. شده ام!

خدایا! کی تموم می شه؟

اگر داری امتحان می کنی که...

که من از اولش هم گفته بودم، اون شاگرد تنبله هستم.

از اولش هم می دونستم اگر بخوای قبول شم باید بهم برسونی. وگرنه...

خدایا!

هیچی!

فقط دلم می خواست صدات کنم، همینجوری!

بعضی وقت ها اینطوری می شم.

خدایا!

فکر کنم چیز زیادی از دلم نمونده باشه.

اونم تمومش کن.

می دونم که زمان زیادی ندارم...

توی این مدت هم دستمو بگیر!

دست دلمو بگیر!

خدایا!

شکرت...

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم آذر 1384ساعت 11:29  توسط یه جنازه | 

نمی دونم کجای زندگی وایسادم!

نمی دونم دارم به کجا می رم!

نمی دونم چه اتفاقی داره واسم می افته!

نمی دونم قدم بعدیم رو چه جور برمی دارم و کجا می ذارم!

نمی دونم...!

نمی دونم...!

پس چرا انقدر آرومم؟

بازم نمی دونم!

دلم به این گرم و خوشه که امام رضا حتما هوامو داره.

فکر کنم به همین خاطر آرومم.

نمی دونم...!!!

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم آذر 1384ساعت 11:18  توسط یه جنازه | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
این وبلاگ یه مرده است.
مرده ای که مثل شما زنده ها
نفس می کشه، می خوره،
می خوابه؛ حتی می خنده
اما مرده!
چیکارش می شه کرد؟
ما هم اینطوری هستیم دیگه.
مردن هم دنیایی داره برای خودش، فقط خیلی سخت و تلخه، خیلی.
یا علی مدد.

نوشته های پیشین
هفته سوم دی 1384
هفته چهارم آذر 1384
هفته سوم آذر 1384
هفته دوم آذر 1384
هفته اوّل آذر 1384
هفته چهارم آبان 1384
هفته سوم آبان 1384
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM