![]() |
![]() |
|
| زندگی کردن ما مردن تدریجی بود / آنچه جان کند تنم عمر حسابش کردم............همین. یا علی مدد. |
|
یار بی دستیم امام رضاست
همه هستیم امام رضاست
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیستم آذر 1384ساعت 11:54 توسط یه جنازه |
|
|
خدایا کمکم می کنی، یه تصمیم درست بگیرم؟ هر چند فرقی به حالم نمی کنه. بعید می دونم زندگی رو دوباره احساس کنم. خدایا! زنده ام می کنی؟ یا حی و یا ممیت! زنده ام می کنی؟ زنده ام می کنی؟ خدایا! کمکم کن. می خوام دستمو بگیرم به زانوم و بلند شم. خسته شدم. خدایا! خودت گفتی بهت توکل کنیم. دستمو می گیری؟ دست دلمو می گیری؟ من نمی تونم، خودت باید بلندم کنی. ای مهربون خدا! تو خدای منی. کمکم کن. بلندم کن. همه چیم رو دارم از دست می دم. مهربون.
یا امام رضا! یا امام الرئوف! بازم با مهربونیت باهام رفتار کن. دستمو بگیر. آقا جون! خودت داری می بینی که دارم داغون می شم. آبروم داره پیش همه می ره. دارم می میرم. دلم داره می ترکه. کمکم کن! |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه شانزدهم آذر 1384ساعت 15:31 توسط یه جنازه |
|
|
خدایا ازت ممنونم. خیلی بزرگی....... یا امام رضا. واقعا مهربونی.......... |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه شانزدهم آذر 1384ساعت 14:59 توسط یه جنازه |
|
|
خدایا! دلم براش تنگ شده. چیکار کنم؟ تو خدای منی! |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه پانزدهم آذر 1384ساعت 13:39 توسط یه جنازه |
|
|
خدای من! تو قشنگی، همه کارات هم قشنگن. هر چیزی هم که به ما می دی قشنگه. هر چیزی رو هم که می گیری لابد یه قشنگی توش هست. آبرو هم یکی از اون چیزاست. اینم که داری آبروم رو ازم می گیری، حتما قشنگه. پس، یا علی مدد. خدای قشنگم. شکر. |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه پانزدهم آذر 1384ساعت 13:35 توسط یه جنازه |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
این وبلاگ یه مرده است.
مرده ای که مثل شما زنده ها نفس می کشه، می خوره، می خوابه؛ حتی می خنده اما مرده! چیکارش می شه کرد؟ ما هم اینطوری هستیم دیگه. مردن هم دنیایی داره برای خودش، فقط خیلی سخت و تلخه، خیلی. یا علی مدد. |
| نوشته های پیشین |
|
هفته سوم دی 1384 هفته چهارم آذر 1384 هفته سوم آذر 1384 هفته دوم آذر 1384 هفته اوّل آذر 1384 هفته چهارم آبان 1384 هفته سوم آبان 1384 |
|
RSS
|